728 x 90

۵مرداد ۱۴۰۴، اعدام مجاهدان خلق، بهروز احسانی و مهدی حسنی

بهروز احسانی و مهدی حسنی
بهروز احسانی و مهدی حسنی

سپیده‌دم یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، یادآور یکی از حماسی‌ترین فرازهای مجاهدین سر موضع در زندانهای فاشیسم دینی است. در این روز، همزمان با سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، مجاهدان خلق بهروز احسانی و مهدی حسنی، در زندان قزلحصار حلق‌آویز شدند؛ اقدامی که بار دیگر توجه محافل حقوق‌بشری را به وضعیت غامض حقوق‌بشر و استمرار اعدام‌های سیاسی در ایران جلب کرد.

 

بهروز احسانی؛ از شکنجه‌های ۲۰۹ تا نفی ندامت

بهروز احسانی، مجاهد شهید ۷۰ ساله و از فرزندان ارومیه، پیشینه‌ای از مبارزه و بازداشت در دهه ۱۳۶۰ را در کارنامه خود داشت. او دوباره در آذرماه ۱۴۰۱ و در جریان ناآرامی‌های سراسری آن سال در تهران بازداشت شد. احسانی پس از تحمل ماه‌ها انفرادی و شکنجه در بند ۲۰۹ اوین، سرانجام در ۲۶ شهریور ۱۴۰۳ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شد.

 

موضع‌گیری او در برابر حکم اعدام، بیانگر روحیه‌ای است که گذر عمر و زندان نتوانسته بود خللی در آن ایجاد کند. وی در نامه‌یی به تاریخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۳، با اشاره به شرایط بازداشت خود نوشت:

«این‌جانب بهروز احسانی که در بند ۴ زندان اوین محبوس می‌باشم در آذرماه ۱۴۰۱ توسط وزارت اطلاعات دستگیر و به انفرادی ۲۴۰ (زیر نظر ۲۰۹) منتقل و آنگاه پس از ۳ماه و نیم به بند ۴ اوین منتقل شدم. بالاخره بعد از ۲۲ماه بلاتکلیفی اکنون بدون مستندات برایم حکم اعدام صادر کرده‌اند. از این نظام اعدامی جز این برنمی‌آید».

او اعلام کرد که از بخش پایانی عمر خود هراسی ندارد و با الهام از گذشته مبارزاتی مردم ایران تأکید نمود:

«من همان‌طور که در دوره بازجویی گفته بودم به‌قول شهید خسرو گلسرخی بر سر جانم آن هم در سن ۷۰سالگی با کسی چانه نمی‌زنم و اصلاً نگران ۱۰درصد باقی مانده عمرم نیستم آماده‌ام تا جان ناچیزم فدیه راه رهایی مردم ایران باشد».

علاوه بر این، در ۱۹ دی ۱۴۰۳، هنگامی که مأمور ابلاغ، فرم تسلیم به حکم و برگه ندامت‌نامه را به او ارائه داد، احسانی با نوشتن آیه «کل نفس ذائقهٔ الموت» حکم را امضا کرد و در پاسخ به پیشنهاد توبه‌نامه اظهار داشت:

«مگر پشت گوششونو ببینن". گفتم یک برگ از ابلاغیه بدهید که گفت نداریم گفتم چه جور اعدامیه که یک برگه رسید نداره؟ نهایتاً موضع من نسبت به این رژیم آدمکش "هیهات مناالذله" است و نسبت ما هم مثل آب و روغن است که هرگز قاطی نمی‌شوند والسلام».

 

مهدی حسنی؛ رد توبه‌نامه و اصرار بر هواداری

مهدی حسنی، مجاهد خلق اعدام‌شده، ۴۸ ساله و از اهالی شهرری بود که در شهریور ۱۴۰۱ در زنجان بازداشت شد. او نیز مانند احسانی دوران بازجویی سختی را در بند ۲۰۹ اوین سپری کرد و در همان دادگاه به اعدام محکوم شد؛ حکمی که بعداً در دیوان عالی تأیید شد و درخواست‌های متعدد اعاده دادرسی او نیز رد گردید.

مهدی قهرمان در مکتوبات خود بارها بر پایبندی به عقایدش پای فشرد. او در مهرماه ۱۴۰۳، پیشنهاد وکیلش برای نوشتن توبه‌نامه را به‌شدت رد کرد و نوشت:

«امروز مهرماه ۱۴۰۳ وکیل برای دفاع از من خواسته توبه نامه‌یی تنظیم کنم. تمامی قضات آدمکش دادگاههای انقلاب دروغین باید خواب این متن را ببیند که من از موضع خود حتی یک درصد پایین بیایم. همان‌طور که جلوی قاضی و دادستان مرتجعین با سرافرازی کامل اعلام داشتم که هوادار سازمانم و بس!»

او در یادداشتی دیگر به تاریخ ۳۰ دی‌ماه، موضع خود را این‌گونه بازتاب داد:

 

«برای چندمین بار پیمان می‌بندم با تمامی آرمانهای سازمان مجاهدین پرافتخار خلق ایران و با تمام وجود اعلام می‌کنم تا آخرین نفس، حتی ذره‌یی در مقابل رژیم ارتجاع سر خم نخواهم کرد و سر جان خود که هدیه خداوند به بنده می‌باشد با هیچ‌کس چانه‌زنی نخواهم کرد».

او هم‌چنین با ابراز خرسندی از فدا کردن جانش در این مسیر افزود:

«من مهدی حسنی هوادار سازمان مجاهدین پرافتخار خلق ایران با افتخار اعلام می‌کنم از این‌که جان خود را در راه آزادی وطن و مردم شریف ایران تقدیم می‌کنم بسیار خوشحالم».

 

پیوند دل‌های نزدیک و وفاداری تشکیلاتی

در بهمن‌ماه ۱۴۰۳، این دو زندانی در نامه‌یی مشترک از زندان قزلحصار خطاب به مریم رجوی، بر تداوم ارتباط عاطفی و آرمانی خود به‌رغم دوری جغرافیایی تأکید کردند:

«گرمترین سلامها و درودهای ما را هر چند از راه دور، ولی دلهای بسیار نزدیک که زندان حاکمیت سفاک و آدمکش نتوانسته این پیوندها را بگسلد، پذیرا باش. هر چند این مقاومت و تاب‌آوری، در سایه ایدئولوژی ناب و بی‌بدیل مجاهدین، و هر مرام و مسلکی که بر این اساس بنا نهاده شده باشد. که رویکرد و اساس آن بر مبنای هزینه بیشتر و برداشت کمتر بدون چشمداشت و بی‌منت امکانپذیر می‌باشد».

آنها در پایان این نامه مشترک، وفاداری خود را با این عبارت کوتاه تجدید کردند:

«ما نیز کما فی‌السابق پایبند سوگند وفا هستیم و می‌گوییم: سلام به جان جانان ایستاده‌ایم تا پایان»

 

مرزبندی قاطع با شاه و شیخ

مهدی حسنی در فروردین‌ماه ۱۴۰۴، در نامه‌یی تفصیلی به ارزیابی بحرانهای اقتصادی و اجتماعی ایران پرداخت. او جامعه را در وضعیت انفجاری توصیف کرد و نوشت:

«امروز رژیم در چنبره بحرانهای داخلی و خارجی در ضعیف‌ترین مرحله از بقای ننگین خود قرار دارد وضعیت جامعه در حالت انفجاری حداکثر خود قرار گرفته، امروز شاهدیم و خبرگزاران حکومتی اذعان می‌کنند که میلیون‌ها نفر در فقر مطلق قرار گرفته‌اند طوری که شبها گرسنه به بالین می‌روند و پدر و مادرها شرمنده بچه‌های خود هستند که نمی‌توانند حداقل امکانات زندگی را برای خانواده خود فراهم کنند»

وی در همین نامه، بر ضرورت مرزبندی صریح سیاسی تأکید کرده و آورد:

«در این برهه حساس تاریخی مسئولیت همه ما مرزبندی قاطع و مشخص با دو دیکتاتوری شاه و شیخ است که بر دوش تمامی آزادیخواهان جبهه مقاومت در خارج و داخل نهاده شده است»

 

فراخوان به جامعه جهانی

بهروز احسانی در نامه‌های خود از پیوند میان زندانیان سیاسی و عادی سخن گفته بود. او با اشاره به اعدام‌های روزانه، منشأ جرایم را ساختار حاکمیت آخوندی ارزیابی می‌کرد. وی هم‌چنین به مشارکت خود در کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" اشاره داشت:

«الآن که این نوشته را رقم می‌زنم سی و چهارمین هفته اعتصاب غذای سه‌شنبه‌های نه به اعدام را همراه با ۲۱زندانی دیگر در سراسر کشور پشت سر گذاشته‌ایم. و تا روزی که سرها بالای دار می‌رود به اعتصاب سه‌شنبه‌ها ادامه خواهیم داد».

بهروز قهرمان در بخش پایانی پیام خود، جامعه جهانی و سازمانهای مدافع حقوق‌بشر را به‌دلیل عدم برخورد قاطع با روند اعدامها در ایران به نقد کشید و خواستار پایان دادن به سیاست مماشات شد:

«از هم میهنان عزیز، مجامع بین‌المللی و نهادهای حقوق‌بشری می‌خواهم که علیه اعدام در ایران همین امروز اقدام کنند چرا که فردا دیر است. در سه‌شنبه‌های نه به اعدام با ما همراهی کنید. مردمی که آزادی و جمهوری دموکراتیک را می‌خواهند حقشان اعدام نیست. سکوت جامعه جهانی باعث جری شدن این رژیم در اجرای اعدام است. مماشات با این رژیم را بس کنید».

 

پیام ایستادگی و تداوم مسیر

اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی در مردادماه ۱۴۰۴، پنجره‌ای دیگر به شناخت پایداری بر سر آرمان و اعتقاد و مجاهدین سر موضع در زندانهای ایران گشود. متون برجا مانده از این دو زندانی، تصویری از دو مجاهد خلق با تفاوت سنی محسوس (۷۰ ساله و ۴۸ ساله) ولی با موضعی یکسان در قبال احکام قضایی صادره ارائه می‌دهد. نوشته‌های آنان، از رد توبه‌نامه تا پافشاری بر مواضع تشکیلاتی و نقد سیاست‌های بین‌المللی، نشان‌دهنده آن است که برای این دو مجاهد سر موضع، مرگ بر چوبه‌ٔ دار نه یک پایان، بلکه بخشی از کارزار آنها با فاشیسم دینی حاکم بر ایران بوده است. اعدام آنان اگر چه خط پایانی بر حیات فیزیکی‌شان کشید، اما نام و راه و مکتوباتشان را به‌عنوان بخشی از اسناد تاریخی و پرافتخار مقاومت زندانیان مجاهد خلق به ثبت رساند.

 

پیام مریم رحوی رئیس جمهوری برگزیده مقاومت

مریم رجوی در رابطه با این دو مجاهد قهرمان از جمله گفت: «خامنه‌ای می‌خواهد چند صباحی به عمر رژیم بیفزاید، اما تنها خشم و عزم جوانان برای مقابله با رژیم را دو چندان می‌کند.

خامنه‌ای ضحاک ماربه‌دوش در واپسین ایام حکومت ننگینش دست به‌جنایت بزرگی زد تا شاید چند صباحی به عمر رژیمش بیفزاید، اما تنها خشم و نفرت مردم ایران را بر می‌انگیزد و عزم جوانان رشید ایران زمین برای مقابله با فاشیسم دینی را دوچندان میکند».

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/b10cc587-8f0b-4904-bd9e-182bbe50dae5"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات