نیمه شعبان بینالملل آزادی و یگانگی
عید ستمدیدگان
پایان همه اشکال استثمار و بهرهکشی
سالروز میلاد وارث زمین و صاحب زمان
حجت پیروزی و غلبه بر دجالان و مرتجعان
امید و انتظار رنجبران و زحمتکشان
شمشیر برکشیده از نیام، عدل نامدار و بهار پایدار
مسعود رجوی -۲۲آبان ۱۳۷۹
«هیچوقت، یک انقلابی بدون امید و انتظار در هیچکجای تاریخ نبوده. اگر که یک انقلابی، امیدش را که تلألؤ و تشعشع آرمان خودش هست، از دست بدهد، در حقیقت مرده و نیست. این ارتجاع است که مبلغ و کارندهٔ تخم یأس هست. یأس مقدمهٔ تن دادن به وضع موجود و تصریح است بر عدم تغییر. گویا که اوضاع به همین منوال خواهد ماند و در آن تغییری نیست. روح و جوهرهٔ تغییر در کار هر انقلابی در امید و انتظاری است که با آن حرکت می کند. در غیر این صورت حرکتی نیست پس تغییری نیست. وقتی که از اسلام انقلابی رو در روی اسلام ارتجاعی، وقتی از اسلام مجاهدین رو در روی اندیشهٔ ارتجاعی و شرکآمیز خمینی صحبت میکنیم یعنی حرکت و تغییر و انتظار و امید. هم چنان که شما در بحث انقلابتان از تغییر شروع میکنید.
در انقلاب اجتماعی هم حرف عبارت است از تغییر, تغییر نظم موجود. روزی تعریف کردید که در مریم و انقلاب او هم جوهره بهار را میبینید. یعنی تغییر. انبیا و پیام آوران توحید, انقلابیون و مصلحین بزرگی که در اعصار جهل و بردگی ندای انقلاب و آزادی سر میدادند، مشخصه بسیار تکاندهنده پیامشان نسبت به سایر مکاتب پیوسته این بود که آینده را، نهایت تاریخ را، از آن مظلومان، از آن ستمدیدگان تعریف میکردند و این فقط از منطق تکامل درمیآید که هر چند هم که زمین پر از ددان و دیوان و مرتجعان باشد، اما در مجموع رو به پیش هست، با سمتی واحد، یگانه، خدشهناپذیر و نهایتاً فتح و پیروزی از آن ستمکشان است. و این گل بالابلند اسلام انقلابی، اسلام مجاهدین، تشیع علوی، در برابر جاهلیت و ارتجاع است، زیرا که تکامل اجتماعی سمتدار هست، سمتی واحد، یگانه، خدشهناپذیر، تردید برنمیدارد. غائب منتظر، قائم آل محمد، بیان عینی و سمبل و نماد همین فلسفه است.
چنین نیست که تا به آخر جهل و ارتجاع حاکمیت داشته باشد، چنین نیست که خونها هدر برود، چنین نیست که زمین را و زمان را صاحبی نباشد، نه، حتما که هست، چنین نیست که وعده ها میانتهی و پوشال باشد.
سرانجام، سرانجام همین تغییرات، منجر خواهد شد به رفع هرگونه ستم، زنجیر، طبقات و بهرهکشی. بینالملل آزادی و یگانگی، یگانگی مبتنی بر آزادی، بینالملل ستمکشان و رنجبران. کلمات را البته خمینی و آخوندهای خمینیصفت آلودهاند، مخدوش کردند و از تأثیر انداختهاند.
قبلاً، قبل از خمینی، این مجاهدین بودند که کلمهٔ مستضعفین را از قرآن تعبیر و تفسیر میکردند به زحمتکشان، به کارگر و دهقان و حزبی را حزب پیشرو میدانستند که حزب یکتاپرست اما مبتنی بر طبقهٔ زحمتکش و طبقات زحمتکش باشد..».
مجاهدین خلق ایران مفتخرند که در زمانهیی که خمینی دجال با حاکمیت ضدبشری خود و بهعنوان پلیدترین دشمن ایران و ایرانی و خصم همه انبیاء و ائمه توحیدی، همه ارزشها و مفاهیم اصیل انقلابی و انسانی را مخدوش نموده، بهعنوان سربازان و رهروان پرچمدار و فاتح آن جامعه آرمانی با فدای حداکثر به نبرد تمامعیار برای سرنگونی رژیم دجال و ضدبشری قیام کردند و این راه پرشکوه را تا به آخر ادامه خواهند داد.
بشارت موعود خجسته
بهروایت ابوداود در کتاب معروفش «سنن»، علی(ع) از قول پیامبر(ص) نقل کرده که پیامبر فرمود: «چنانچه یکروز هم از عمر جهان مانده باشد، بهتأکید، خداوند، مردی از خاندان مرا برمیانگیزد تا زمین را مشحون از عدل و داد کند چنانچه از جور و ستم انباشته شده است. چنانکه قلب امت محمد را از بینیازی سرشار کند و عدالت او بر امت فراگیر باشد.
او از ما خواهد بود و خداوند بهدست او دین اسلام را به نهایت کمال میرساند چنانکه بهدست ما پایهگذاری فرمود».
برجستهترین نکات در نمونههای یاد شده در روایت فوق:
اول - خصلت «مشحون و پرکردن زمین از عدل» که در نمونه یکم تصریح شده است.
دوم - مفهوم «عدل» که بهصراحت، دامنهاش را شامل عدالت اجتماعی و توزیع درست ثروت میشناساند، آنهم نهتنها توزیع عادلانه ثروت بلکه بینیازکننده. قابل توجه است که مفهوم «بینیازی» به پیشرفت فکری و اخلاقی نیز ناظر است همانگونه که -مطابق متن حدیث- وقتی شخص درمییابد که از دیگران حریصتر است، احساس پشیمانی کرده و ثروت دریافتی را به خزانه بازپس میدهد.
سوم - بهنهایت کمال رسیدن دین در دوران عادلانه مهدی، امری که در دوران نخست اسلامی تنها بنیانگذاری شده بود. این حدیث، بهموضوع ارتباط بلوغ و اکمال دین با گستردگی عدالت و بینیازی مردم اشاره دارد.
جامعه بیطبقه توحیدی، مضمون بشارت علی(ع)
اما بهجاست که همینجا، بیان مشروحتر و ریزتری از وضعیت اقتصادی-اجتماعی دوران مهدی(عج) را بخوانیم که امام علی(ع) بیان فرموده و در نهجالبلاغه نیز در ردیف خطبهها درج شده است. این خطبه همان است که از دیرباز مورد توجه مجاهدین خلق بوده و آن را بهعنوان بیان و تصویری معتبر از جامعه بیطبقه توحیدی بهصورت زیر تدوین کرده و به رواجش همت گماشتهاند. فهرست مشخصات تدوینشده از جامعه آرمانی امام زمان مهدی(عج)، یعنی جامعه بیطبقه توحیدی، بهقرار زیر است:
- حداکثر رشد تکنولوژی تا هیچ نقطهیی از زمین، ناخرم و ناآباد باقی نمانده باشد.
- ظلم و ستم و بهرهکشی ریشهکن شده، اثری از طبقات استثمارگر در میان نباشد.
- تفکر پولی و اقتصاد کالایی منقضی شده باشد.
- هیچ زمینهیی برای جنگ و برادرکشی باقی نمانده باشد.
- مرزهای قومی، ملی، نژادی و طبقاتی بیمعنی شده و فروریخته باشد.
- طبیعتاً در چنین شرایطی، همه مفاسد، فحشا، خیانت و دزدی، ریشهکن شده است.
جامعه توحیدی و نفی طبقات در بشارت مهدی موعود
مسعود رجوی، نیمه شعبان، آبان ۱۳۷۷
«هر ایدئولوژی و مرام و مکتبی، پس از پاسخ به مسأله وجود و مسأله انسان، باید به مسأله جامعه و تاریخ هم پاسخ بدهد. یعنی انسجام همه مکاتب به این است که مثلث فلسفی خود را در تبیین وجود، انسان و تاریخ، چگونه بر زمین میگذارند. در فلسفه یکتاپرستی، ایده توحید در رأس قرار دارد و ۲گوشه دیگر را انسان و اجتماع انسانی که موضوع تاریخ است، فراگرفتهاند. اما در پاسخ به مسأله جامعه و تاریخ، انبیا و پیامآوران توحید، انقلابیون و مصلحان بزرگی که در اعصار جهل و بردگی ندای انقلاب و آزادی سرمیدادند، مشخصه بسیار تکاندهنده پیام و مرامشان، پیوسته این بوده که آینده را و نهایت تاریخ را از آن مظلومان و ستمدیدگان میدانستند. پیروزی نهایی شایستگان و محرومان را بر ستمگران و دجالان بشارت میدادند. فقط در منطق تکامل میتوان گفت که هر چند زمین پر از دد و دیو و مرتجعان باشد، ولی حرکت تاریخ در مجموع رو به پیش است. سمت واحد، یگانه و خدشهناپذیر حرکت جامعه و تاریخ، همانا فتح و پیروزی نهایی ستمکشان است. این همان گل بالابلند اسلام انقلابی، تشیع علوی و اسلام مجاهدین، در برابر جاهلیت و ارتجاع است. در ایدئولوژی اسلام انقلابی، تکامل اجتماعی سمت و سو دارد و سمت واحد، یگانه و خدشهناپذیر آن تردید برنمیدارد. قائم منتظَر (ایستاده و قیامکنندهیی که انتظارش را میکشند) بیان عینی و سمبل و نماد همین فلسفه است. چنین نیست که تا بهآخر، جهل و ارتجاع، استیلا و حاکمیت داشته باشد. چنین نیست که خونها هدر برود. چنین نیست که زمین و زمان را صاحبی نباشد. نه، حتماً که هست. آری کسی هست که میآید. امید و انتظار همه محرومان و ستمکشان است. آرمان همه سرکوبشدگان و زحمتکشان است. به فریب و ریا و دجالیت خاتمه میدهد. بر دوگانگیها و شکافهای تاریخی و طبقاتی مهر پایان میزند. تاریخ حقیقی انسان را بازمیگشاید. چنین نیست که وعدهها میانتهی و بیمعنی باشند. تغییرات و تطورات اجتماعی، سرانجام به رفع هر گونه ستم و زنجیر و محو طبقات و بهرهکشی انسان از انسان منجر خواهد شد. بینالملل ستمکشان و رنجبران، بینالملل عدالت و آزادی، بینالملل آزادی و یگانگی ـیگانگی مبتنی بر آزادیـ محقق میشود».
روایت امام صادق(ع) - مسعود رجوی - نیمه شعبان
«امام صادق گفته است یکی دیگر از نشانههای جامعه امام زمان توحید و آزادی عبارتست از اینکه زنها در آن به اجتهاد میرسند.
شگفتا! هنوز هم در فقه آخوندی مقولاتی هستند مثل قضاوت و امامت و ریاست در قانون اساسی رژیم هم هست، اینها مقولات «زنان ممنوع»اند. چرا؟ چون هژمونی متعلق به نرینه است، بوده و باید باشد و خواهد بود. آن زمان حضرت صادق گفت نه آقا جان از علائم و نشانههای آن عبارتست از رسیدن زنان، نه یک تک زن ها! به درجات اجتهاد و امامت. یعنی چه؟ یعنی که ایدئولوژی جنسیت، تبعیض جنسی و بهرهکشی تا کجا رخت بربسته است».
مسعود رجوی- نوروز ۱۳۶۸
زیارت سرداب غیبت امام زمان در سامرا و تقدیم آرم سرخفام سازمان مجاهدین به خاکپای وارث زمین و صاحب زمان
شگفتیهای میلاد امام زمان و نقش بیبدیل زنان والامقام
امام دوازدهم ما شیعیان، ابوالقاسم حجةابنالحسن، ملقب به مهدی و حجت و قائم، در جمعه ۱۵شعبان ۲۵۵ هجری(مطابق ۲۶ژوییه ۸۶۹میلادی) در شهر سامرا، یکصد کیلومتری شمال بغداد، بهدنیا آمد. او همنام پیامبر(ص) نامگذاری شد، نامی که در امتداد پنهانکاری شیعیان از دشمن، بر زبان آورده نمیشود.
پنهانکاری کامل از آغاز ولادت
برای همین، سیاست «معتمد» خلیفه عباسی بر این شد که علاوه بر قتل امام یازدهم، نگذارد که هیچ فرزندی از وی باقی بماند مبادا که امامت ادامه پیدا کند. بهخصوص که بنیعباس مانند همه مسلمانان میدانستند که پیامبر(ص) بشارت داده که پیشوایان پس از وی ۱۲نفرند که بهدست آخرینشان «مهدی»، پهنه گیتی زیر چتر عدالت امان خواهد یافت و بیدادگری ریشهکن خواهد شد، بشارتی که حتی توسط راویان معتبر اهل سنت از چندین صحابی معروف و معتبر روایت شده و همه گرایشهای مسلمانان از آن باخبرند و در بسیاری از همین روایات، نام و نشان مهدی موعود(ع) نیز بهصراحت آمده است.
در برابر این سیاست، لاجرم مسئولیت امام حسن عسکری(ع) نیز مکتوم داشتن تمامی اطلاعات مربوط به امام مهدی(ع) بود از ماقبل تولد تا فراهمآمدن ایمنی کامل. این مشی توسط امام یازدهم و نزدیکان محرم رازش چنان با موفقیت پی گرفته و اجرا شد که نهتنها شبکه جاسوسان معمولی، بلکه برادر آن حضرت یعنی جعغرابن علی خائن که به «جعفر کذاب» معروف است و با خلیفه عباسی همکاری داشت، بهرغم برقراری رفتوآمدهای فامیلی، از وجود و تولد چنین فرزندی در تمامی مدت ۵ساله تا شهادت امام یازدهم، بیخبر نگهداشته شد و پس از آن هم هیچگونه رد و دسترسی به وی نداشت.