دهم رجب
میلاد امام محمد تقی راهبر جود و جواد
خصم تاریخی مرتجعان و جباران، ملوک و آخوندهای دینفروش زمان
نهمین پیشوای تشیع انقلابی با بزرگداشت ایستادگی و شهادتش
در نبرد با خلیفه جبار ارتجاع
امام محمد تقی، امام جواد نهمین پیشوای انقلاب و توحید در دهم رجب سال ۱۹۵ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.
مسعود رجوی – زیارت کاظمین اول فروردین ۱۳۸۰
«در مرقد مطهر نهمین پیشوای انقلاب و یکتاپرستی، امام محمد تقی جوادالائمه، خصم تاریخی مرتجعان و جباران و خمینیصفتان دوران، زیارت میکنیم از جانب همه مجاهدان و رزمآوران آزادی، از جانب قهرمانان واحدهای عملیاتی از جانب شهیدان و جاودانهفروغها از نخستین شهید تا آخرین شهید.
در دوران راهبری امام جواد، موضعگیریها و بحثهای بسیار از او بهثبت رسیده است که هر عالم منصفی را در برابر وارث رسالت و قرآن خاضع میکند.
در همین سالها بود که بسیاری از فرزندان خاندان علی را چونان قاصد به ایران و دیگر کشورها فرستاد تا از طریق آنان اندیشههای انقلابی را در ورای مذهب رسمی در سراسر قلمرو اسلامی رواج بدهد.
و فرزندان ائمه هر کدام به گوشهیی از ایران شتافتند و در منطقهیی مبارزه علیه حکام جور و ستم و دینفروشان زمان را برعهده گرفتند و بهشهادت رسیدند و اکنون مزار آنها در جایجای میهن ما به زیارتگاه تودههای محروم مردم تبدیل شده است.
اما در زمان او دیگر سیاست استفاده از ایرانیان برای تلطیف فضا و مقابله با قطبها و رقبای سیاسی به بنبست رسیده بود و بهجای آن بهخدمت گرفتن شعبههایی از ترکان برای سرکوب نظامی آغاز شده بود. در چنین شرایطی بود که نفوذ و محبوبیت پیشوای جوان انقلابی پیوسته بیشتر و بیشتر و خطر او برای جباران مرتجع دینفروش افزون میشد، آنچه را که مرتجعان و دجالان دینفروش و پاسداران جور و ستم ناگفته میگذاشتند یا پنهان میکردند و وارونه میگفتند، فاش میکرد و با توده مردم در میان میگذاشت. آنچه را به دستها و قلمهای ناپاک مینوشتند و به خدا و پیامبر نسبت میدادند، نفی میکرد.
مهمتر از این، جرمش این بود که سازمان مخفی یکتاپرستان انقلابی و حزب شیعه علوی به راه انداخته و سلاح جمعآوری میکند و قیامی را تدارک میبیند. پس دیگر «محارب» است و «اعدام باید گردد» تا در قدم بعد قتلعام یارانش انجام شود.
...گفتند وقتی که حجاجبن یوسف مرد، ۵۰هزار مرد و ۳۰هزار زن در زندان داشت که ۱۶هزار تن از ایشان لباس و پوشاک نداشتند. خمینی اما قبل از مرگش به قتلعام ۳۰هزار تن از زندانیان ما مبادرت کرد تا مانند حجاج چیز زیادی باقی نگذارد.
وای بر سنگیندلان و شقاوتپیشگان و خمینیگرایانی که بهنام دین، کام دنیای خود را میجویند».
امام نهم(ع) تنها تا ۷سالگی سایه پدر را بر سر داشت و در مدت حیاتش با ۲خلیفه از عباسیان معاصر بود که عبارتند از عبدالله مأمون و برادرش ابراهیم معتصم، پسران هارونالرشید.
امام محمد تقی(ع) در عمر کوتاهش بهطور عمده معاصر مأمون بود. بهجز حدود ۲سال و نیم(۳۰ماه) آخر که همعصر با معتصم عباسی بود. اما همین مدت اندک چنان بر خلیفه عباسی گران میگذشت که خطاب بهمشاورانش میگفت: «وای بر شما، در موضوع ابنالرضا بهعجز آمدهام».
فهم تنگنای عاجزکننده خلیفه البته چندان دشوار نیست چرا که اطلاعات درباره پیکهای پنهان امام، حتی به همان میزان که علنی میشد، میتوانست بهدستگاه حاکم نشان دهد که انبوه شیعیان پرشور آلمحمد که در حلقه تبعیت این پیشوای جوان گردآمدهاند، در سرزمینهای وسیعی فعالند. از «سمرقند» و «سجستان» و «مرو» تا ری، قم، دیلم، طبرستان، اهواز، بغداد و کوفه و تا سرزمین مصر و...
پسرعموهای خائن حضرت جواد(ع) به خلیفه هشدار میدادند: «در یک کشور ۲خلافت وجود دارد» و «یک رهبری بهغایت معنوی» در مدینه بهموازات قدرت خلافت برقرار است که «خلقی کثیر» از سراسر قلمرو اسلامی از او تبعیت میکنند».
به این ترتیب خلیفهٔ ارتجاع که از این پیشتر پدر او امام رضا را بهشهادت رسانده بود، دفتر حسابهای خود را باطل یافت و بهعینه دید که جنبش انقلابی ماندگار و رشدیابنده است و دور نیست که پایههای حکومت را دیگر بار مانند زمان امام رضا بلرزاند و او را به صرفنظر کردن از تمام یا بخشی از قدرت سیاسی ناگزیر سازد. در این زمان خلیفه که در سوگ امام رضا اشکها ریخته و بهخاطر نیرو و قدرت جنبش انقلابی با آن به شیوهٔ مدارا و وحدت و انطباق رفتار میکرد، دیگر بار با امام جواد نیز رسم احترام و ملاطفت پیش گرفت و دخترش ام فضل را هم به عقد آن حضرت درآورد تا به شیعیان اطمینان دهد که در معرض تعرض و تهاجم نخواهند بود. خلیفه که خود از جناح دوراندیش حاکمیت بود میخواست با این خویشاوندی خصومتهای پیشین را التیام دهد و همچنین ابزاری برای کنترل امام محمد تقی در اختیار داشته باشد، در غیر اینصورت اجازه نمیداد که این پیشوای انقلابی به مدینه برگردد.
مأمون در سال ۲۱۸ درگذشت و معتصم به خلافت رسید و ۲سال بعد در سال ۲۲۰ هجری قمری در شرایطی که جنبش انقلابی به گسترش چشمگیری نایل شده بود و حکومت بهشدت از محبوبیت و نفوذ پیشوای جوان احساس خطر میکرد، او را از مدینه به بغداد فراخواند و آن حضرت را از طریق دختر مأمون بهشهادت رساند. امام محمد تقی در زمان شهادت ۲۵سال داشت.
از سخنان و نیایشهای امام جواد
امام محمد تقی خطاب به دارندگان آرمان و ایمان میگوید:
«به پیشگاه خداوند بزرگ از دشمنان شما راهبران آرمانی و از ستمگران زورگویان توطئهگران و دار و دسته ظالمان علیه شما، و از آنان که حق شما را میخورند و غصبکنندگان حق حاکمیت شما، بیزاری میجویم. من از کسانی که در میان شما تردید ایجاد میکنند و از کسانی که از راه شما منحرف شدهاند و سرانی که شما را به سوی آتش میکشانند بیزارم.
خداوندا مرا در این آرمان و عشق به یاران و دوستداران شما ثابتقدم کن. یاریم کن تا جان در بدن دارم پابرجا باشم و از آئین توحید حمایت کنم. تا وقتی پیروان آرمانت به حاکمیت برسند.
خداوند متعال باورمندان را به گذشتن از فرزند و اموال در مسیر مبارزه امتحان میکند و پاداش آن را بعداً خواهد داد».
همچنین در مورد مرزبندی با حکام ستمگر گفته است: «ستمگران کسانی هستند که ستم میکنند یا به ستمگر کمک میکنند یا به ستم او راضی هستند».